سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
 
دوشنبه 95 تیر 7 :: 9:25 عصر ::  نویسنده : ایرج گلشنی

 

 

مدافع مدافع حرم باشیم.

 مدافع مدافع حرم باشیم

شرایط خاصی است و وضعیت، وضعیتی حساس. انگار تاریخ به نوعی دارد تکرار می‌شود تا فهم و شعور ما را بسنجد و بداند چقدر مرد عمل هستیم.

زمانی، جنگ تحمیلی پیش رو داشتیم و عده‌ای که مردانه سینه سپر کردند و از ایران و ایرانی دفاع کردند، و عده‌ای که با تمام وجود از فرزندان رزمنده‌ی ایران زمین پشتیبانی می‌کردند و عده‌ای هم به فکر منافع و حفظ جان و مال خود بودند و علیه جنگ، شعار می‌دادند!

بعد از جنگ، آنان که جانانه با جان و مال خود از ایران دفاع کرده بودند، بی هیچ ادعایی، خشنودی خدا و سلامت ایران را هدیه خود دانستند و راضی بودند و دیگران، همچنان به نق‌زدن‌ها ادامه دادند و مدافعان ایران زمین را به سهمیه و حقوق آن‌چنانی متهم کردند.

 

اما امروز، دوباره جنگی تمام عیار علیه ایران آغاز شده است؛ اما این بار، بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر از گذشته؛ زیرا، دشمن نیابتی می‌جنگد و ظاهرا از سرزمین‌های ما دور است.

عده‌ای باز سینه سپر کردند و جلو رفتند؛ زیرا تکلیف شرعی و میهنی خود را در دفاع از ایران در آن سوی مرزها دیدند.

و باز عده‌ای، به نق‌زدن‌های منافقانه خود ادامه دادند که « نه سوریه نه لبنان، جانم فدای ایران!!» ؛ اما این جان کی باید فدای ایران شود، خدا عالم است!!!

اینان نه در دوران جنگ، مستقیم با حزب بعث جنگیدند و حتی زمانی که ارتش عراق، بخش بزرگی از کشور ما را اشغال کرده بود- چیزی به وسعت کشور فلسطین اشغالی- در کنج خانه‌ها خزیدند و الان هم که کشور ایران، هدف اصلی و نهایی داعش عربستانی و غربی است هم در کنج خانه کز کرده‌اند.

به اینان باید گفت:

از این فرصت استثنایی چرا استفاده نمی‌کنید و برای کسب سهمیه و حقوق آن‌چنانی به سوریه و عراق نمی‌روید؟

این نکته را قبلا از قلم فرزند شهید همت خواندم. فرصت کسب سهمیه برای مدعیانی که فکر می کنند رزمندگان ما در هشت سال دفاع مقدس، برای آن به جبهه رفتند. حال همان فرصت برای آن‌ها هست؛ پس چرا باز در خانه خفته‌اند؟

همه می‌دانیم هدف اصلی عربستان و متحدانش، شکست و نابودی ایران است. اکنون که حزب بعث نابود شده و صدامی وجود ندارد، و کشوری نزدیک ما نیست که به طور مستقیم به ما حمله کند، چه کنند؟

آنها به این راهبرد رسیده‌اند که باید اطراف ایران را از آن خود کنند و ما را از چند سو مورد حمله قرار دهند.

تسخیر عراق به عنوان کشوری که هم مرز ماست و می‌تواند محل حمله مستقیم باشد از یک سو و تسخیر سوریه به عنوان کشوری که در تحریم و حادثه‌ها همراه ما بود و راه تنفس ما محسوب می‌شود از سوی دیگر، آنها را به هدف می‌رساند وکیست که این نکات را نداند؟

همه به خوبی می‌دانیم با این اوضاع، اگر مدافع حرم جلو نمی‌رفت، تا کنون عراق و سوریه شکست خورده بودند و حکومت شام تشکیل شده بود و با حمایت متحجران عرب ضد ایران و غرب زخم‌خورده از ایران، طومار ما را در هم می‌پیچیدند.

مدافعان حرم، مرزهای دفاع را از مرزهای جغرافیای معمول ایران به آن سوی مرزها کشاندند تا ما امنیتی داشته باشیم بالاتر از فرانسه و بلژیک و دیگر اروپاییان؛ این است که باید مدافع حرم بود؛ زیرا مدافع حرم، یعنی مدافع سرزمین ایران.

و اگر نمی‌توانیم سلاح به دست بگیریم و مستقیم به مقابله با دواعش بپردازیم، بهتر است با مال و قلم و بیان خود، مدافع مدافع حرم باشیم و از بزرگی و سلحشوری آنها دفاع کنیم.

با قلم و بیان خود آن‌ها را حمایت کنیم تا تکلیف شرعی و وظیفه میهنی خود را انجام دهیم و سربلند و با وجدان راحت زندگی کنیم.

 

بی‌توجهی به مدافع حرم، بی‌وجدانی در حق ایران و اسلام است.  پس وقت تصمیم است؛ یا باید مدافع حرم باشیم، یا مدافع مدافع حرم. 




موضوع مطلب :


چهارشنبه 94 شهریور 18 :: 9:49 عصر ::  نویسنده : ایرج گلشنی

فرهنگ ایثار می‌تواند بهترین مقوم برای فرهنگ عمومی باشد

به گزارش خانه فرهنگ ایثار و مقاومت- ایرج گلشنی مدیر خانه فرهنگ ایثار و مقاومت در چهارمین جلسه از سلسله نشست های راهبردی فرهنگ ایثار و شهادت که در روز سه شنبه هفدهم شهریورماه با عنوان «مفاهیم و مصادیق جامعه مبتنی‌بر فرهنگ ایثار» در محل شورای عالی ترویج و توسعه ایثار و شهادت برگزار شد، به تحلیل و بررسی خصوصیات و ویژگی‌هایی پرداخت که برای ترویج فرهنگ ایثار از یک سو و پیشرفت بر اساس نتایج ترویج ایثار برای هر جامعه ای لازم است؛ بخصوص برای جامعه ما که فرهنگ ایثار برآمده از مکتب اسلام، نسبت به سایر جوامع و فرهنگ‌های ارزشی آن‌ها به مراتب غنی‌تر و عمیق‌تر است.

 

  • تعریف و فهم مشترک از فرهنگ ایثار

مدیر خانه فرهنگ ایثار و مقاومت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، نخسستین و مهم‌ترین ویژگی را «تعریف و فهم مشترک از فرهنگ ایثار» در جامعه به ویژه در میان اندیشمندان و صاحب‌نظران جامعه دانست و افزود: اگر این فهم مشترک وجود نداشته باشد، جامعه از فرهنگ ایثار دور شده و دچار چند دستگی خواهد شد. فرهنگ ایثار از مبانی وحدت ملی ملت‌هاست و در زمانی که خود این فرهنگ، موجب دوگانگی و چندگانگی شود، مصیبت به بار می‌آورد. به هر ترتیب، بر اساس این ویژگی، تعریف و فهم مشترک و عمیق و ریشه‌داری در سطح خواص و عوام در باره فرهنگ ایثار باید وجود داشته باشد. هر چه عمق و غنای ا ین فهم مشترک قوی تر باشد، پیشرفت در آن جامعه نیز بیشتر خواهد بود.
وی با تاکید بر اینکه در جامعه مبتنی بر فرهنگ ایثار و فداکاری، همواره تعریفی یکسان از ایثار وجود دارد و باید وجود داشته باشد، افزود: قطعاً اگر برداشت مشترکی از معنا و مفهوم فرهنگ ایثار، وجود نداشته باشد و ماهیت و مصادیق آن برای همگان-مخصوصاً اندیشمندان- روشن نباشد، دچار تنوع برداشت و فهم نسبت به مفهوم ایثار می‌شویم و در نهایت راه به جایی نخواهیم برد و نخواهیم توانست جامعه‌ مبتنی‌بر فرهنگ ایثار داشته باشیم.

 

  • نفی مصادره به نفع:

گلشنی در تشریح دومین ویژگی جامعه مبتنی‌بر فرهنگ ایثار، گفت: دومین ویژگی «نفی مصادره به نفع» است که اگر فرهنگ ایثار مصادره به فرد، گروه یا جناح خاصی شود، قطعاً جامعه به سمت فرهنگ ایثار گرایش پیدا نمی‌کند. فرهنگ ایثار به هیچ وجه نباید در انحصار گروه با دسته‌ای خاص باشد؛ بلکه باید در اختیار عموم و آحاد مردم یک جامعه قرار بگیرد.

در یک جامعة‌ مبتنی بر فرهنگ ایثار، همه در فرایند یک ایثار برای کشورشان به حد وسع و توان خود سهیم هستند. همه ایثار را در سطح ملی به وجود می‌آورند و همه به آن افتخار می کنند و این گونه نیست که یک گروه خاص همه این کارها را بکند و بعد به واسطه همان رخداد ایثارگرانه خود را از بدنه جامعه جدا کند.

البته در هر جامعه ای ، هستند عده‌ای که از میهن و مکتب بریده و در فرایند خلق فرهنگ ایثار شرکت نمی کنند و در کنار مردمشان نیستند؛ اما باید دانست که این‌ها اقلیت مطلقی هستند که معمولا در این بحث‌ها و تحقیق‌ها به حساب نمی‌آیند. آن چه در این مهم جای می‌گیرد این است که عموم مردم دخیل درخلق فرهنگ ایثار در جامعه خود هستند و همان‌ها هم صاحبان اصلی آن محسوب می‌شوند. یادمان بیاوریم که در خلق حماسه انقلاب اسلامی، امام(ره) فرمود که «مردم صاحبان اصلی انقلاب هستند». این جمله تاریخی این بزرگ‌مرد، این ویژگی را به خوبی توصیف و تبیین می‌کند.

 

  • فرهنگ ایثار ورای زمان و مکان:

وی افزود: سومین ویژگی چنین جامعه توجه به این نکته است که در جامعه مبتنی برفرهنگ ایثار، فرهنگ ایثار ورای زمان و مکان است. فرهنگ ایثار از این منظر یکی از ارکان تمدن است و باید در تمام مکان‌ها و زمان‌ها در میان تاریخ و جغرافیا و نسل‌های یک ملت، جاری باشد. اصولا هر فرهنگی که محدود به زمان و مکان خاصی باشد، فرهنگ مرده‌ای است و نمی‌تواند جاری و کارآمد باشد.

ایرج گلشنی در ادامه گفته‌هایش به اهمیت و ضرورت ترویج فرهنگ ایثار در امروز اشاره کرد و گفت: نباید فرهنگ ایثار و مقاومت را محدود به دهه 60 و یا سال‌های دفاع مقدس بدانیم. دهه 60 افتخار آفرین است، اما ماندن در آن دهه هیچ نفعی برای امروز ندارد و اینکه رهبر معظم انقلاب، دفاع مقدس را به «گنجینه» توصیف کرده‌اند نشان از همین واقعیت دارد که محتوا و داشته‌های آن گنج، باید برای تمام نسل‌ها قابلیت استفاده داشته باشد. از این منظر فرهنگ ایثار بدون انحصار در تاریخ و جغرافیا قابل تبیین است.

خلق دهه 60 و هشت سال دفاع جانانه غرور آفرین است، این دهه را باید به دهه‌های 90 و 2000 و….باید وارد کرد. نباید اجازه داد که فرهنگ ایثار در کشور ما لحظه‌ای توقف کند. به هیچ عنوان نباید رابطه بین انقلاب، دفاع مقدس و امروز قطع شود. نباید در در دهه شصت ماند، بلکه باید رفت و دهه شصت را به امروز آورد و به فردا و فرداها برد.

 

  • گستره مفاهیم و مصادیق فرهنگ ایثار:

مدیر خانه فراهنگ ایثار و مقاومت ادامه داد: در یک جامعه مبتنی‌بر فرهنگ ایثار نباید یک یا دو مصداق معرف فرهنگ ایثار باشد. در چنین جامعه‌ای قطعاً تمام خوبی‌ها جزئی از فرهنگ ایثار دانسته می‌شود و اینگونه نیست که مصادیق ایثار به یک یا دو عنوان، محدود بماند.

برای مثال در جامعه ما، فرهنگ ایثار به شهادت محدود و محصور نیست؛ بلکه به شهادت ختم می‌شود. شهادت اوج و ختم فرهنگ ایثار مورد نظر ماست؛ اما همة‌ آن نیست. توجه کنید وقتی فردی شهید می‌شود، می‌پرسیم او چگونه آدمی بود؟ این چگونه آدم بودن، شامل مجموعه‌ای از خوبی‌ها و زیبایی‌های فکری و رفتاری واخلاقی است که در سطح فرد و جمع و جامعه، همگی از مصادیق ایثار به شمار می‌رود. این است که مصادیق ایثار و فداکاری بسیار زیاد و برابر با تمامی تجلیات انسانی انسان است.

 

  • تفکیک مطلق نهادهای فرهنگی و خدماتی(تفکیک فکر و دست):

وی در ادامه تفکیک مطلق نهادهای خدماتی و فرهنگی را از مهمترین شاخصه‌های «جامعه مبتنی ‌بر فرهنگ ایثار» دانست و گفت: متأسفانه در جامعه ما به گونه‌ای رفتار شده است که امروز ایثارگران ما متهم به «خوردن و بردن» هستند و این یکی از نتایج عدم تفکیک نهادهای فرهنگی و خدماتی است.

وی ادامه داد: جالب اینکه طبق آمار جهانی ما در طول این سال‌ها ضعیف‌ترین خدمات را به ایثارگران خود داده‌ایم و حالا شاهد چنین اتهامی به این عزیزان هستیم. یک جانباز در کره جنوبی دارای آمبولانس، پزشک و پرستار اختصاصی در تمام ساعات روز است اما کسی او را متهم به «خوردن و بردن» نمی‌کند، چراکه در کره جنوبی نهاد خدماتی از نهاد فرهنگی مجزا است و مردم، معنا را با مثال قاطی نمی‌کنند و کل فرهنگ ایثار را به صورت جزیی در صورت یک نفر نمی‌بینند. سازمان‌های فرهنگی و خدماتی را نیز با هم مقایسه نمی‌کنند و در نهایت، ارادت خود را به فرهنگ ایثارشان –هر چه باشد- حفظ می‌کنند.

 

  • عموم و شمولی وجهه قهرمان ایثارگر:

گلشنی «عمومیت داشتن وجه قهرمانی ایثارگر» را هم مورد تأکید قرار داد و درباره این ویژگی گفت: هر ایثارگری باید برای تمام جامعه قهرمان محسوب شود نه اینکه هر نهاد و ارگانی به دنبال خلق قهرمانی برای خود باشد. مثلاً در کشور ژاپن یک آتش‌نشان فداکاربرای همه کشور تبدیل به قهرمان می‌شود و اینگونه نیست که نهادی و سازمانی به این مسئله نگاه شود. و دیگر سازمان‌ها نسبت به وجود آن قهرمان، احساس بی‌تفاوتی داشته باشند.